خرد اقلیمی
قنات؛ رودخانهای در زیر زمین
سه هزار سال پیش، مردمان فلات ایران آموختند آب را از دل کوه به دل کویر بیاورند، بیآنکه قطرهای در آفتاب بخار شود؛ قنات، معجزهٔ خاموش این سرزمین است.
پهنهٔ فرهنگی
در دل فلات، آفتاب تند است و آب گرانبها؛ و همین، خردی کهن آفریده است: قناتهایی که آب را از دل کوه میآورند، بادگیرهایی که باد را رام میکنند و باغهایی که بهشت را در میان کویر مینشانند. سنگنگارههای تختجمشید و ایوانهای کاشیکار، حافظهٔ این پهنهاند.

روایتها
یادداشتهایی از جایها، هنرها و آیینهای فلات مرکزی و کرانههای کویر؛ هر یک با تصویری از همانجا.

خرد اقلیمی
سه هزار سال پیش، مردمان فلات ایران آموختند آب را از دل کوه به دل کویر بیاورند، بیآنکه قطرهای در آفتاب بخار شود؛ قنات، معجزهٔ خاموش این سرزمین است.

معماری اقلیمی
در باغ دولتآباد یزد، بادگیری سیوسهمتری از خشت ایستاده که باد را میگیرد، از حوض میگذراند و به تالار میفرستد؛ سامانهٔ سرمایشی دویستوپنجاهسالهای که هنوز کار میکند.

باغ ایرانی
در ماهان کرمان، جایی که کویر آغاز میشود، باغی پلکانی با حوضها و آبشارهای پیدرپی ساختهاند؛ باغ شازده، تصویری از بهشتی است که با قنات ممکن شده.

هندسه و نور
در ضلع شرقی میدان نقش جهان، مسجدی بیمناره و بیصحن ساختهاند که گنبدش با گردش خورشید رنگ عوض میکند و در سقفش، نور و کاشی طاووسی میسازند.
لایهٔ دانشنامهای
در این لایهٔ ژرف، مردمان پهنه را با نام و در بافتی علمی و محترمانه معرفی میکنیم؛ روایتها بر پیوندها تکیه دارند، نه فاصلهها.

مردمان این پهنه
فارسها یکی از کهنترین و پرشمارترین گروههای قومی ایراناند که زبان فارسی، زبان رسمی و مشترک ملت ایران، به نام آنان شناخته میشود. ریشهٔ تاریخی این مردم به اقوام آریایی پارس بازمیگردد که در هزارهٔ نخست پیش از میلاد در جنوب فلات ایران سکنی گزیدند و بنیانگذار شاهنشاهیهای بزرگ هخامنشی و ساسانی شدند. زبان فارسی در طول سدهها به زبان ادب، علم و دیوانسالاری در سراسر ایران و فراتر از مرزهای آن بدل شد و آثار سترگی چون شاهنامهٔ فردوسی، دیوان حافظ و مثنوی مولوی را پدید آورد. فارسها در شکلگیری هویت فرهنگی مشترک ایرانی، حفظ زبان و ادب پارسی و پیوند میان اقوام گوناگون نقشی محوری داشتهاند. امروزه فارسیزبانان در کنار دیگر اقوام، حاملان میراث فرهنگی غنی و پیونددهندهٔ سپهر فرهنگی ایرانزمین بهشمار میآیند.
فارسها زبانی را به ایرانزمین هدیه کردند که از فردوسی تا حافظ، رشتهٔ پیونددهندهٔ همهٔ اقوام این سرزمین شد.

مردمان این پهنه
قشقاییها از بزرگترین و نامآورترین ایلهای کوچنشین ایراناند که در گسترهٔ جنوب کشور، بهویژه استان فارس، زندگی میکنند و به ترکی قشقایی سخن میگویند. این ایل پرآوازه از تیرهها و طوایف گوناگون تشکیل شده و کوچ سالانهٔ آن میان ییلاقهای سردسیر و قشلاقهای گرمسیر، یکی از باشکوهترین جلوههای زندگی عشایری ایران است. قشقاییها در تاریخ معاصر ایران، بهویژه در دفاع از میهن، حضوری دلاورانه داشتهاند و میهندوستی آنان زبانزد است. هنر قالیبافی و گبهبافی قشقایی با نقشهای اصیل و رنگهای طبیعی، شهرتی جهانی دارد و موسیقی پرشور آنان با کرنا و نقاره، روح کوچ و دشت را بازتاب میدهد. مردم قشقایی با پاسداری از سنتهای عشایری و پیوند با میهن، بخش درخشانی از میراث فرهنگی ایراناند.
قشقاییها با کوچ باشکوه و گبههای رنگینشان، حماسهٔ زندگی عشایری ایران را میان ییلاق و قشلاق میبافند.