خرد اقلیمی
قنات؛ رودخانهای در زیر زمین
سه هزار سال پیش، مردمان فلات ایران آموختند آب را از دل کوه به دل کویر بیاورند، بیآنکه قطرهای در آفتاب بخار شود؛ قنات، معجزهٔ خاموش این سرزمین است.
باغ ایرانی
از جادهٔ کرمان به بم، ناگهان در میانهٔ زمینهای خشک، مستطیلی سبز پدیدار میشود که با دیواری بلند محصور شده است. درون دیوار، آب از سردر تا کوشک بالایی، پلهپله، از حوضی به حوض دیگر فرو میریزد و سروها و کاجها دو سوی این محور آبی را پوشاندهاند. این باغ شازده است؛ باغی از دوران قاجار که در سال ۱۳۹۰ همراه با هشت باغ دیگر، با عنوان «باغ ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

باغ ایرانی چهار عنصر دارد: آب، سایه، محور و دیوار. باغ شازده هر چهار را با شدت نشان میدهد. شیب زمین به معمار امکان داده که آب را در نُه طبقه به پایین بفرستد و در هر طبقه، حوضی و آبشاری بسازد. سردر ورودی و کوشک اقامتی در دو انتهای محور، چشم را از دروازه تا اوج میبرند.
آب باغ از قنات تیگران میآید؛ رشتهای که از کوههای جوپار، آب را به این نقطه میرساند. بدون قنات، باغ شازده ممکن نبود. این باغ نمونهای است از آنکه چگونه فناوری زیرزمینی، منظرهای بهشتی بر روی زمین آفریده است.
باغ شازده در نزدیکی آرامگاه شاه نعمتالله ولی، عارف و شاعر سدهٔ هشتم و نهم، قرار دارد؛ بنایی با گنبد فیروزهای و باغی آرام. این دو، ماهان را به مقصدی برای دوستداران معماری و عرفان بدل کردهاند.
باغ ایرانی، از شیراز و کاشان تا کرمان، بیان یک آرزوی مشترک است: ساختن بهشت در دل خشکی. باغ شازده، این آرزو را با آبشار پلکانیاش، بلندتر از همه فریاد میزند.
روایتهای دیگر

خرد اقلیمی
سه هزار سال پیش، مردمان فلات ایران آموختند آب را از دل کوه به دل کویر بیاورند، بیآنکه قطرهای در آفتاب بخار شود؛ قنات، معجزهٔ خاموش این سرزمین است.

معماری اقلیمی
در باغ دولتآباد یزد، بادگیری سیوسهمتری از خشت ایستاده که باد را میگیرد، از حوض میگذراند و به تالار میفرستد؛ سامانهٔ سرمایشی دویستوپنجاهسالهای که هنوز کار میکند.