زیست با آب
شالیزار؛ نغمهٔ کار در آب
از نشاکاری اردیبهشت تا درو در شهریور، شالیزارهای کرانهٔ کاسپین یک تقویم زندهاند؛ تقویمی که با آواز کار، خانههای سفالی و سفرهای عطرآگین همراه است.
معماری پلکانی
ماسوله را از دور که ببینید، شبیه پلکانی از خشت و سفال است که در دامنهٔ کوه نشسته. نزدیکتر که بروید، درمییابید این پلکان از خانه ساخته شده: بامِ هر خانه، حیاط و گذرِ خانهٔ بالایی است. در این روستا خودرو راه ندارد، چون کوچهها همان بامها هستند.

ماسوله در ارتفاع حدود هزار متر، در جنوب غربی فومن و در دل جنگلهای هیرکانی جای دارد. شیب تند کوه اجازهٔ ساختن حیاطهای جداگانه را نمیداد؛ پس مردمان ماسوله زمین را با هم قسمت کردند. نمای خانهها با خاک رس زرد اندود شده؛ رنگی که هم در مه و باران روستا را روشن نگه میدارد و هم دیوارها را از رطوبت حفظ میکند.
قدمت ماسوله را نزدیک به هزار سال میدانند؛ روستایی کهنتر به نام «کهنهماسوله» در چند کیلومتری آن قرار داشته که ساکنانش پس از سیل و بیماری به این نقطه کوچیدهاند. زندگی در چنین معماریای بدون توافق و احترام همسایگان ممکن نیست: بامِ تو، گذرِ من است. شاید همین است که ماسوله را نمونهای از «همزیستی معمارانه» کرده است.
در بازار پلکانی ماسوله، چاقوسازی، بافت جورابهای پشمی، عروسکهای پارچهای و کلوچههای محلی به چشم میخورد. زنان روستا هنوز بافتنیهای رنگی میبافند و مردان در کارگاههای کوچک چاقو و ابزار میسازند. مه صبحگاهی که از جنگل بالا میآید، بازار را برای ساعتی در خود میپیچد و بعد کنار میرود.
ماسوله به ما یادآوری میکند که معماری بومی این سرزمین، پیش از هر چیز، پاسخی به اقلیم و به همسایه است. در پهنهٔ کاسپین، از خانههای شیبدار تالش تا سقفهای سفالی مازندران، همین منطق تکرار میشود؛ ماسوله فقط رساترین بیان آن است.
روایتهای دیگر

زیست با آب
از نشاکاری اردیبهشت تا درو در شهریور، شالیزارهای کرانهٔ کاسپین یک تقویم زندهاند؛ تقویمی که با آواز کار، خانههای سفالی و سفرهای عطرآگین همراه است.

میراث طبیعی
نواری سبز به درازای هشتصد کیلومتر که از دورهٔ یخبندان جان به در برده است؛ جنگلهای هیرکانی، میراث جهانی یونسکو، خانهٔ راش و انجیلی و پلنگ ایرانیاند.