زیست با آب
شالیزار؛ نغمهٔ کار در آب
از نشاکاری اردیبهشت تا درو در شهریور، شالیزارهای کرانهٔ کاسپین یک تقویم زندهاند؛ تقویمی که با آواز کار، خانههای سفالی و سفرهای عطرآگین همراه است.
آب و زندگی
در نزدیکی بندر انزلی، آب شیرین رودها پیش از رسیدن به دریا در پهنهای گسترده درنگ میکند: تالاب انزلی. این تالاب که در سال ۱۳۵۴ در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شده، یکی از مهمترین زیستگاههای پرندگان مهاجر در غرب آسیاست و در تابستان، با شکوفایی نیلوفرهای آبی، به باغی شناور بدل میشود.

از اواخر بهار تا میانهٔ تابستان، سطح تالاب را برگهای پهن و گلهای صورتی نیلوفر آبی میپوشاند. قایقهای چوبی از میان این گلها میگذرند و مسافران را به دل نیزارها میبرند. نیها نهتنها منظرهٔ تالاب را میسازند که در گذشته مصالح سقف و حصیر خانهها هم بودهاند.
هر پاییز و زمستان، صدها هزار پرنده از سیبری و شمال به این تالاب میآیند: اردکها، غازها، چنگرها و فلامینگوها. برای ساکنان اطراف تالاب، رسیدن پرندگان نشانهٔ فصل بود و بخشی از تقویم زندگی. امروز پرندهنگری به یکی از جاذبههای این پهنه بدل شده است.
روستاهای حاشیهٔ تالاب با ماهیگیری، پرورش برنج و صنایع دستی روزگار گذراندهاند. تورهای ماهیگیری، حصیرهای بافته از نی و قایقهای دستساز، همه از تالاب میآیند. آیینها و ترانههای کار ماهیگیران هنوز در برخی روستاها زنده است.
انزلی به ما نشان میدهد که در این پهنه، آب فقط پسزمینه نیست؛ شریک زندگی است. همان الگویی که در شالیزارها و ساحل دریا میبینیم، اینجا در قایقها و نیزارها تکرار میشود.
روایتهای دیگر

زیست با آب
از نشاکاری اردیبهشت تا درو در شهریور، شالیزارهای کرانهٔ کاسپین یک تقویم زندهاند؛ تقویمی که با آواز کار، خانههای سفالی و سفرهای عطرآگین همراه است.

معماری پلکانی
در ماسوله، بامِ هر خانه حیاط خانهٔ بالایی است؛ روستایی هزارساله در دامنهٔ جنگل که معماریاش پاسخی هوشمندانه به شیب، باران و همسایگی است.