معماری صخرهای
کندوان؛ خانههای کندویی در دل سنگ
در دامنهٔ سهند، مردمان کندوان صدها سال است که در مخروطهای سنگی آتشفشانی زندگی میکنند؛ خانههایی که تابستان خنک و زمستان گرماند.
میراث جهانی
وقتی از دروازههای بازار تبریز وارد میشوید، نور خورشید جای خود را به روشنایی ملایم روزنههای سقفهای آجری میدهد. این بازار که بیش از هزار سال قدمت دارد، یکی از بزرگترین بازارهای سرپوشیدهٔ جهان است و در سال ۱۳۸۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. تبریز بر سر جادهٔ ابریشم بود و بازارش دروازهٔ ایران به قفقاز، آناتولی و اروپا.

بازار تبریز نه یک بنا که مجموعهای از راستهها، تیمچهها، سراها، کاروانسراها، مدرسهها و مسجدهاست که در طول قرنها به هم پیوستهاند. سقفهای گنبدی آجری، نور را از روزنههای میانی به درون میآورند و هوای بازار را در تابستان خنک و در زمستان معتدل نگه میدارند.
فرش تبریز با طرحهای شکارگاه، لچکترنج و گلفرنگ شهرت جهانی دارد و بخش بزرگی از بازار به آن اختصاص یافته است. اما بازار فقط محل خرید و فروش نیست؛ فضایی اجتماعی است. در بازار تبریز، بازرگانانی از خاستگاههای گوناگون قرنها کنار هم کار کردهاند و از همین همنشینی، زبانی مشترک برای معامله و اعتماد ساخته شده است.
در تاریخ معاصر ایران، بازار تبریز نقشی فراتر از اقتصاد داشته است: از حمایت از مشروطه تا سازماندهی خیریهها. هیئتها، صندوقهای قرضالحسنه و مسجدهای درون بازار، شبکهای از همبستگی را شکل دادهاند که هنوز پابرجاست.
بازار تبریز رساترین بیان چیزی است که در سراسر بلندیهای شمالغرب تکرار میشود: تجارت به مثابهٔ گفتوگو، و معماری به مثابهٔ سرپناهی مشترک.
روایتهای دیگر

معماری صخرهای
در دامنهٔ سهند، مردمان کندوان صدها سال است که در مخروطهای سنگی آتشفشانی زندگی میکنند؛ خانههایی که تابستان خنک و زمستان گرماند.

کاشی و رنگ
بنایی از سدهٔ نهم هجری در تبریز که کاشیهای لاجوردی و فیروزهایاش چنان درخشان بود که آن را «فیروزهٔ اسلام» نامیدند؛ زلزله آن را شکست و مرمت دوباره زندهاش کرد.